ترانه خلوتي مي خواد که توش خودت باشي و بس
غير تو , سايه ها بشن براي واژه هات نفس
يه گوشه ي خالي مي خواد که منتقد توش نباشه
يه مبصر سرد و خشن ,يه منجمد توش نباشه
يه خونه دل تنگي مي خواد يه خورده حس شاعري
يه ضرب آهسته ي ساز ,تا که از اين دنيا بري
وقتي از اين دنيا بري ,شعراتو يکجا مي بري
تا دم خنده ي خدا , تا اونجا بالا مي بري
مي ري که شرم آسمون شعراتو امضا بزنه
مي ري خدا بشي ,خدا, حرف تقاضا بزنه
ترانه خلوتي مي خواد ,که توش تو با خدا بشي
وقتي از اين دنيا مي ري ,صداي يک صدا بشي